صفحه اصلي                      تماس                         در باره ما                            وبلاگ                              سفارش خريد                          همسايه‌ها                        آرشيو

[ مدير سايت ]




 

 


 

سلام بر رمضان

ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنید

ای می فروشان شهر را انگور میهمانی کنید

حلول ماه مبارک رمضان الکریم بر مدعوین خوان الهی مبارک باد

 

 

مردی از تبار فدک بود

نثار روان مطهر مولای متقیان حضرت علی علیه السلام

 

مــردي از تبــــــار فـدك بـــود

برتر از جن و انس و ملك بـود

از سر و پاي او شكر مي‌ريخت

بس كه شيرين لب و بانمك بود

او پري يا فرشته يا ... نمي‌دانم

خلقي اما در اين باره شك بود

تازگي در كلامش اما جــاري

خوش خبرتر ز هر قاصدك بود

در شجاعــت يگــانه، مثل بود

در عدالت چو سنگ محك بود

فارغ از هجمه‌هاي سياه و سفيد

بي‌ريا، بي‌حسد، بي‌كلك بود

حس رفتـــن در او پـــا گــرفت

او كه عاشق‌ترين شاپرك بود

 

هرگونه برداشت از این شعر فقط با ذکر منبع مجاز است.

 

شاعران گاهي شاعر

درها بسته

چراغ‌ها روشن

و خيابان تاريك

شاعري ميان پيچك‌هاي پارك گم شده بود.

ساعت جيبي‌ام

نه شب را سه بار نواخت.

هيچ شعري بلوغ نيافت

و هيچ شاعري

غزلي براي غزال خويش نسرود.

يك بهانه

فكر شاعر را بلعيد.

شاعران حاملان نان و آهن و دودند.

كنار باغ ملي

پاسباني چراغ قرمز را به شاعر فروخت

و او به شمردن ماشين‌ها پرداخت

يك، دو، سه، چهار،

شاعران گاهي شاعر

نايابند

و شعرها

روسپي تنگ‌وثاقي شده‌اند

كه بكارت خويش را به كشتن چراغ‌ها فروخته‌اند.

انجمن لبخند زد

يك بسيجي شاعر شد

شاعري

غزلي را چند هزار تومان فروخت

و براي دوست‌دخترش گوشواره‌هاي گناه خريد.

آسمان ابري شد

دشت‌ها قيراندود

و غزالي به همه‌ي شعرها نفرين كرد.

شاعري خاكستر شد

صبح يك شعر پوسيد

و شاعري پاي نردبان غثيان

به ارتفاع حقير شعرش

آگاهي يافت.

هياهو پايان يافت

انجمن خالي شد

و به قول قاضي مجلس به حد نصاب نرسيد.

براي شعر

هيچ مجلسي كامل نيست.

كاش شاعران گاهي شاعر

فراوان بودند.

 

هرگونه برداشت از این شعر فقط با ذکر منبع مجاز است.

 

آواز مرگ

آوازي مرا مي‌خواند

از ته رؤياهاي تبرَك.

صف ايمان حقيرم امروز

انضباطي يافته است.

از نفس سبز كولي‌ها پر شده‌ام.

در سمت درست كوه

خورشيد صميمي شده است

بلوط‌ها مي‌خندند

انجيرها زيبا شده‌اند

آدم‌هاي عزيز چه خوب و معطر شده‌اند.

باغ‌ها در شوقند

سپيدار در رقص

تك درختان همه‌شان محترمند

ريشه‌هاشان در بي‌نهايت جاريست

آدم تنها تك درخت ماند.

سبز باشيم

مثل درخت.

به چرا فكر نكنيم

به چنين انديشيم

مرگ نزديك است

زمزمه‌هايش از دل باد مي‌آيد.

هرگونه برداشت از این شعر فقط با ذکر منبع مجاز است.

 

 

راهنماي ساخت كتاب الكترونيكي موبايل

ورژن جدید

نرم افزار ساخت رايگان كتاب نسخه 8/1

نرم افزار fbook

بسيار بهتر و كارآمدتر از نرم‌ افزار پرنيان

 سازگار با موبايل‌هايي كه امكان خواندن فايل جاوا دارند مانند سوني اريكسون

ادامه مطلب ...

 

 


[ اخبار ]

 

براي تماس با ما كافيست فيلدهاي زير را تكميل کنید.

 

نام:

نشاني ايميل:

نام وبلاگ يا سايت:

 

پيغام شما :

 

  

 

هرگونه كپي برداري از اين سايت با ذكر منبع بلامانع است.


[ انتخابهای اصلی ]

[ مناسبت‌ها ]


 
[ آمار سايت ]

 

 


Copyright  2009 . All rights reserved.

 behjani.com